گروه فشار کدام است؟
خشونت طلب کیست؟
در روزگاری که دنیا به کام جبهه دوم خرداد بود و سرمست از قدرت، به اسم جامعه چند صدایی همه صداها را در گلو خفه می کردند وبا شعار زنده باد مخالف من ، مخالفان خود را به خشونت طلب و گروه فشار متهم می کردند ودر عین حال سفارش هانتیگتون مبنی بر این که شعار ضد خشونت بدهید ولی خود اعمال خشونت کنید را به اجرا در می آوردند، صدها مطلب علیه نیروهای ارزشی و انقلابی می نوشتند، روزنامه های آنان پر از اتهاماتی بود که بسیج و سپاه را به گروه فشار و خشونت طلبان متهم می کردند، ولی امروز پس از گذشت 4 سال از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد طرفداران گفتگو و زنده باد مخالف من و جامعه چند صدایی به گروه فشار و خشونت طلب و پو پو لیست تبدل شده اند! به طوری که در جلسات انتخاباتی آنان که برای بیان دیدگاه ها وبرنامه هایشان ترتیب داده می شود، اگر چان چه برای کسی ابهامی وجود داشته باشد و سؤالی بپرسد با مشت و لگد به او پاسخ می دهند! که می توان به نمونه هایی از آن اشاره کرد: در فرودگاه کرمان دانشجویی که برای دعوت از آقای میرحسین موسوی جهت مناظره دردانشگاه کرمان رفته بود از سوی برخی هواداران وی مضروب شد. در شیراز نیز دانشجو یی که تصمیم داشت از ایشان سؤالش را بپرسد مورد حمله قرار گرفت و به شدت آسیب دید. فرزند شهید عابدی نیز در مراسم یزد پاسخ سؤالش را همین گونه دریافت کرد. بحمدالله امروز پس از گذشت سال ها حقیقت بر همگان روشن شد ومعلوم شد چه کسانی خشونت طلبند.
برهم زدن جلسات نیزکه یک روز به دروغ به نیروهای انصار حزب الله و بسیج نسبت می دادند امروز نقش آفرینان آن را مردم می شناسند، کسانی که حتی جلسات همفکر خود، آقای کروبی را نیز به هم می زنند! به هم زدن جلسات سخنرانی و تریبون آزاد دانشجویی ومناظرات مهدی محمدی کیهان در دانشگاه شیراز، نبویان در مشهد و اینجانب در دانشگاه کرمان و مشهد را می توان از این سنخ شمرد. این در حالی است که بر خلاف جریان مقابل، تریبون کاملا آزاد برای طرح سؤالاتشان فراهم است! پرسشی که در اذهان تداعی می کند این است که آیا این یک دستور العمل حزبی است که بطور یکسان در سراسر کشور اجرا می شود؟! براستی آمران این اغتشاشات کیستند؟ و در این شرایط به دنبال چه می گردند؟
شاید طرفداران موج سوم، توصیه هانتیگتون را جدی گرفته باشند که برای راه اندازی موج سوم دموکراسی دادن شعار ضد خشونت، ضروری است ولی در همان حال نیز،اعمال خشونت لازم است، شاید هم برای روزهای پس از شکست در حال تمرین دموکراسی اند!!
پوپولیست کیست؟
در 4سال ریاست جمهوری احمدی نژاد یکی از دهها اتهامی که به دولت نهم می زدند اتهام عوامفریبی و پوپولیستی است! آن ها نشست وبرخاست با محرومان، سفرهای استانی، توزیع سهام عدالت، افزایش حقوق مستمری بگیران کمیته امداد و بهزیستی را حرکتی پوپولیستی می شمرند! در پاسخ به این گونه اظهارات می گوییم اگر این گونه کارها پوپولیستی است، پیامبران و امیر المؤمنین همه پوپولیستند!!چرا که این گونه کارها سنت و منش آن ها بوده است واین برای دولت نهم یک افتخار است. ولی اصلاح طلبان روشنفکر و پیشرفته که جز به تمدن نمی اندیشند! این گونه رفتارهای خود را چگونه توجیه می کنند؟ انتخاب رنگ سبز و زدن دستبند سبز و توصیه به پوشیدن شالگردن و مانتوی سبز چه تاثیری در تعییین سرنوشت مردم دارد و برای اداره کشور چه توانمندی ایجاد می کند آیا جز این است که این گونه تحرکات، نوعی عوام فریبی است و می خواهند از عواطف پاک مردم سوء استفاده کنند؟! مع الاسف اصلاح طلبان که دکتر احمدی نژاد را به خاطر خواندن دعای فرج و تکرار نام امام زمان عج زیر شدیدترن حملات خود قرار داده اند، با یک حرکت پوپولیستی رنگ سبز را که مورد احترام مردم است، نماد طرفداران خود قرار داده؛ در جمع مردم رشت می گوید: انتشار کلمه سبز به منظور گسترش رنگ سبز در جامعه می باشد! براستی در کجای قانون اساسی گسترش رنگ سبز را از وظایف رییس جمهور بر شمرده اند؟! جا داشت ایشان در رشت بگوید برای تقویت بخش کشاورزی و حل مشکلات کشاورزان چه برنامه ای دارند؟ برخی کاندیداهای دیگر نیز به تقلید از میر حسین موسوی برای خود رنگ ارغوانی و فیروزه انتخاب کرده اند و رنگ احمدی نژاد همان رنگ مردم است.
دولت گدا پرور کدام است؟
یکی دیگر از اتهامات رایج به دولت نهم گداپروری است
در پاسخ به این اتهام می گوییم : این گداها در کدام دولت و با سیاست های کدامین دولت به وجود آمده اند؟آیا 5 میلیون فقیر تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی در دولت نهم به وجود آمده اند یا در دولت های کارگزاران و مشارکت؟!طبیعی است که انسان های محروم که در زیر چرخ های توسعه سیاسی واقتصادی له شده اند، در دولت نهم مورد توجه قرار گیرند وبا افزایش حقوق وتوزیع سهام عدالت و بیمه همگانی مورد لطف وپرورش قرار گیرند؛ اکنون دولت کارگزاران ومشارکت باید پاسخ دهند چرا سیاست های اقتصادی آن ها به این جا انجامیده است؟ و برنامه های آن ها برای فقرا چیست؟ فقر زدایی یا فقیر زدایی؟!

