تبليغاتX
نوشتارهاي قاسم روانبخش - دبير سياسي پرتو - مراقب جريان بدلي باشيم!!

مراقب جريان بدلي باشيم!!

 1. همواره در طول تاريخ، دو جريان حق و باطل به موازات يكديگر حركت كرده، گاهي حق بر باطل پيروز گشته و گاه باطل بر حق چيره مي‌شده است. در اين مصاف، پيامبران، امامان معصوم(ع) و علماي مجاهد و نستوه كه به منزله پيامبران بني‌اسرائيل بلكه افضل از آن‌ها هستند، جبههِ حق را نمايندگي و در اين راه، سختي‌هاي فراواني را تحمل كرده، تا مرز شهادت در راه خدا پيش رفته‌اند؛ از سوي ديگر طاغوت‌ها و همدستان آن‌ها، منحرفان و دنياپرستان، پيشگام جريان باطل بوده و براي نابودي جريان حق كمر همت بسته‌اند.

2. استراتژي جريان باطل همواره اين‌گونه است كه قبل از فراگيري گفتمان جريان حق، به‌صورت سخت‌افزاري با آن روبه‌رو شده، با جنگ و خونريزي درصدد نابودي آن برمي آيد ولي هنگام حاكميت جريان حق، از برخورد مستقيم فيزيكي دست كشيده به صورت نرم‌افزاري به مصاف با حق حاضر مي‌شود! براي مثال، زماني كه هنوز پيامبر(ص) بر سرزمين مكه و منطقه جزيرة‌العرب كاملا‌ً حاكم نشده بود، ابوسفيان و همدستانش بارها با جنگ‌هاي متعدد و توطئه‌هاي مختلف براي از ميان برداشتن پيامبر(ص) و يارانش همصدا شدند؛ ولي هنگامي‌كه مكه فتح شد و مسلمانان قدرت گرفتند، ابوسفيان و حامیانش نيز به حسب ظاهر مسلمان شدند و در قالب ديگري به مبارزه با پيامبر(ص) پرداختند.

3. ترديدي نيست كه دشمنان براي از ميان برداشتن دين حق، با شعار دين‌خواهي و با روش‌ها و ابزار ديني و مذهبي وارد مي‌شوند. به‌عنوان نمونه، مخالفان اسلا‌م و پيامبر(ص) در مدينه در مقابل مسجدالنبي(ص) مسجدي ساختند تا از آن پايگاه براي مقابله با مسجد تقوي و جريان حق، بهره‌گيرند. اين مسجد از سوي خداوند عزوجل، «ضرار» نام گرفت و از پيامبر(ص) خواسته شد كه آن‌را تخريب كند. پس از پيامبر (ص) نيز  علي(ع) ،امام حق راکسانی خانه‌نشين كردند كه از يك طرف شعار دين و ارزش‌ها داده، خود را از همراهان پيامبر(ص) معرفي مي‌كردند و از سوي ديگر به برخي روش‌ها و منش‌هاي حضرت مثل زهد و ساده‌زيستي و پايبندي به اصول، تظاهر مي‌كردند. به‌راستي مگر خوارج نهروان با همين استراتژي، علي(ع) را كه اسوهِ تقوي و عدالت و زهد و ساده‌زيستي بود به مصافش نرفتند؟! و آيا جز اين بود كه حادثه آفرينان عاشورا با نام دين و با شعار «يا خيل‌ا... اركبي و بالجنة ابشری») آن هم  پس از اقامه نمازظهر به جماعت! امام معصوم حسين بن علي(ع) را با بدترين وجه سر بريدند و به يكديگر تبريك نيز گفتند؟! و آيا چنين نبود كه بني‌عباس با همين استراتژي و ابزار، امامان(ع) را يكي پس از ديگري از صحنه سياست كنار گذاشته، تحت سخت‌ترين شرايط و شكنجه‌هاي فراوان به شهادت ‌رساندند؛ تاريخ صحبت‌هاي دروغين مأمون به ساحت مقدس علي‌بن‌موسي‌الرضا(ع) و تعابيري از قبيل اين‌كه «من به امام عشق مي‌ورزم» را فراموش نمي‌كند.

4. به‌رغم فشارهاي سنگين و سختي‌هاي فراوان، گفتمان مكتب تشيع شكل گرفت و توسعه يافت. براساس همان استراتژي، دشمنان با گروه‌سازي‌هاي حساب‌شده در پوشش دين، در تلا‌ش بوده و هستند كه دين ناب را از صحنه خارج كنند. گروه‌هايي مانند وهابيت، بهائيت، صوفيه، شيخيه، و... در همين راستا طراحي شده و مي‌شوند. اين نوع فرقه‌سازي امروز در غرب به‌مراتب بيش‌تر از شرق در حال تأسيس است.

5. با تحقق انقلا‌ب اسلا‌مي و حاكميت گفتمان امام(ره) و شتاب در صدور اين فرهنگ به جهان، غربي‌ها به‌ويژه آمريكا، با تأسيس طالبان و به حاكميت رساندن آن‌ها كوشيدند تا اسلا‌م را در جهان، بدنام و از اقبال جوانان به اسلا‌م ناب محمدي (ص) جلوگيري كنند؛ اما طولي نكشيد كه دستان شوم آمریکا از پشت پرده آن ها بيرون آمد و چهره واقعي‌شان برملا‌ شد.

6. اين استراتژي به اندازه‌اي پر جاذبه است كه سياستمداران آمريكايي نيز این روزها با انتخاب اوباما در داخل کشورشان  به آن روی آورده ‌اند. آن‌ها فهميده‌اند كه ديگر گفتمان جنگ‌طلبي و ارعاب و فشار در جهان، ثمربخش نيست. از اين‌رو با ادبياتي سخن مي‌گويند كه چندان با گفتمان امام(ره) و انقلا‌ب سر تعارض نداشته باشد. سياستمداران كاخ سفيد باتوجه به اين نكته بر شخصيتي متمركز شدند كه تا حدودي بتواند با اين ادبيات سخن بگويد و جامعه بشري نيز بتواند آن‌را باور كند. چرا كه ديگر براي گفتمان بوش دردنيا پذيرش وجود ندارد. اوباما با شعار «تغيير»، حمايت از محرومان را در سرلوحه كار خويش قرار دارد تا با اين ادبيات به جنگ گفتمان ارزشي و مردم م‌داري برود! او در تركيه قبل از آغاز سخنراني به ساعت خودش نگاهي كرد و گفت: «نيم ساعت به اذان ظهر بيش‌تر فرصت نداريم بايد طوري صحبت كنيم كه تا اذان ختم شود»(آفتاب يزد، 19/1/88، ص11) وي در سخنراني ديگري در پارلمان تركيه اظهار داشت: ما به‌دنبال اصل احترام به منافع متقابل و مشترك با جهان اسلا‌م هستيم و ديدگاه‌هاي مشترك را بين طرفين جست‌وجو مي‌كنيم. من از دين اسلا‌م كه طي قرن‌ها در تكوين جهان مشاركت داشته، بسيار تقدير مي‌كنم. آمريكا هرگز با جهان اسلا‌م در جنگ نيست و ما شركاي جهان اسلا‌م محسوب مي‌شويم.(همان)

خانم كريستين امان‌پور طي يادداشتي دربارهِ ضرورت اتخاذ چنين موضعي از سوی اوباما  مي‌نويسد: «آمريكا در مواجهه با جهان اسلا‌م راهي تازه در پيش گرفته كه بر احترام دوطرفه بنا شده و الگوي كهنه‌اي كه روابط ايالا‌ت متحده با ديگران را در جنگ عليه ترور تشكل مي‌داد جاي خودش را به سياست عملگرايانه استراتژيك داده است تا بتوانيم با بزرگ‌ترين چالش‌هاي جهاني دوران معاصر روبه‌رو شويم. اوضاع عوض شده است.»

وي در ادامه مي‌نويسد: «وقتي اوباما در فرانسه در پاسخ به دانشجويان گفت زندان گوانتاما را مي‌بندد و آمريكا ديگر شكنجه نخواهد كرد، با تشويق دانشجويان روبه‌رو شد و در جمهوري چك براي شنيدن سخنراني هسته‌اي‌اش هزاران نفر برايش كف زده‌اند.»(اعتماد ملي، 19/1/88، ص5) البته اوباما در عمل، نسبت به دولت بوش تفاوتي نكرده است. در افغانستان و عراق و فلسطين آدم مي‌كشد، از رژيم غاصب صهيونيستي حمايت و تحريم ايران را تمديد مي‌كند؛ ولي در برخورد با مسلمانان و جهان اسلا‌م از چنين ادبياتي بهره مي‌گيرد، نه از ادبيات بوش كه مي‌گفت به‌دنبال ايجاد جنگ‌هاي صليبي و خشكاندن ريشه مسلمانان و... هستيم.

7. در داخل كشور ما نيز طي چهار سال گذشته و با روي كارآمدن دكتر احمدي‌نژاد، گفتمان به اصطلا‌ح «اصلا‌ح‌طلبي» جاي خود را به گفتمان" امام و انقلا‌ب" داده و به تعبير مقام معظم رهبري، گفتمان امام و انقلا‌ب احياشده است. در اين شرايط كه حتي ادبيات آمريكايي‌ها هم عوض شده، معلوم است كه شاخص‌هاي گفتمان اصلا‌ح‌طلبي ديگر جاذبه‌اي ندارد شعارهاي جامعه مدني، توسعه سياسي، سازش با آمريكا و... رنگ‌باخته، جاي خودش را به عدالت‌طلبي، ايستادگي و مقاومت در برابر دشمن، ارزش‌هاي دفاع مقدس و... داده است. طبيعي است كه سياستمداران كهنه‌كار احزاب كارگزاران، مشاركت، سازمان مجاهدين، گروهک منحله نهضت آزادي و... با ارزيابي اوضاع به‌خوبي درك كنند كه براي حضور در عرصه انتخابات  بايد از گزينه‌ای كه نماد تفکر اصلاح طلبی است،گذشت و  شخصيتي را وارد میدان كرد كه كم و بيش رنگ و بوي گفتمان انقلا‌ب و امام(ره) بدهد گر چه دل در گروی همان گفتمان اصلاح طلبی دارد. و در این شرایط جز از اين طريق نمي‌توان به مصاف احمدي‌نژاد رفت.

 

 

 

+ نوشته شده توسط روان بخش در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:41 |